آرتور سی. کلارک
آرتور چارلز کلارک (1917-2008)، نویسنده داستانهای علمی- تخیلی، از مشاهیر عصر حاضر است که در اغلب کشورها او را به دلیل رویاهای بلندپروازانهاش میشناسند؛ خصوصاً به این خاطر که بسیاری از رویاهای او در زمان زندگیاش رنگ واقعیت به خود گرفت. وی تالیفات بسیاری در زمینه علوم و کاربردهای فناوری فضایی دارد که بسیاری از آنها الهامبخش همعصرانش در بهرهمندی از موهبت فضا بوده است.
|
آرتور سي كلارك، شانزدهم دسامبر 1917 در مزرعهاي در ماينهد، شهري ساحلي در غرب سامرست انگلستان، در خانوادهاي كشاورز به دنيا آمد. از همان سالهاي نخستين زندگياش مجذوب داستانهاي تخيلي و نجوم بود و به مجلات علمی- تخيلی مانند "داستانهای شگفتانگيز" علاقه زيادي داشت.
كلارك بعدها رمان گلايد پث (مسير پرواز) را بر اساس تجربه دوران خدمتش نوشت. آنطور كه كلارك در اين زندگينامه نوشته، در زمان جنگ بيشتر وقت خود را در بخش رادار كنترل زميني گذرانده است. شيوه كنترل زميني يا سيجياِي، اگرچه در جنگ خيلي كارآمد نبود، چند سال پس از اختراع در خلال سالهاي 1948 تا 1949 در حمل و نقل هوايي بسيار مفيد واقع شد. گلايد پث تنها رمان غيرعلمي- تخيلي كلارك است.
|
|
در سال 1945، ژورنال علمي وايرلس ورلد (دنياي بيسيم) مطلبي از كلارك با عنوان "رلههاي فرازمينی: آيا ايستگاههای راکتی میتوانند جهان را تحت پوشش راديويی قرار دهند؟" به چاپ رساند. امروزه "ايستگاههای راکتی" موردنظر آقای کلارک، همان ماهوارهها هستند. كلارك در اين مقاله، استفاده از سه ماهواره مخابراتي در مدار استوايي را توصيف كرده بود كه برقراركننده ارتباط در سراسر دنيا بودند.
كلارك در اين نوشتار، مداري با ارتفاع 35786 كيلومتر را برگزيده بود چراكه در اين ارتفاع سرعت چرخش زمين با سرعت گردش ماهواره به دور آن يكسان است. در نتيجه، ماهواره در نقطه ثابتي از فضا در بالاي زمين قرار ميگيرد. دوازده سال پس از آن، بشر براي نخستينبار در تاريخ، اولين ماهواره دستساز خود، اسپوتنيک-1، را به مدار زمين فرستاد. با ارسال اين ماهواره عصر فضا آغاز شد. هفت سال بعد، در 1964، سينکام-3 نخستين ماهوارهاي بود که عازم مداري شد که کلارک پيشبيني کرده بود. به دليل تلاشهاي كلارك در اين زمينه، اتحاديه بينالمللي ستارهشناسي، مدار زمينثابت را مدار كلارك ناميد.
نخستينباري كه كلارك ايده قرارگيري ماهوارهها در مدار زمينثابت را مطرح كرد، به نظر بسياری فکری احمقانه بود، بهطوري كه رئيس مجله وايرلس ورلد نيز در ابتدا نويسنده آن مقاله را ديوانه خطاب كرد و در نهايت مقاله با نظر مثبت سردبير چاپ شد. اگرچه وي اولين كسي نبود كه ايده ماهوارههاي زمينثابت را مطرح كرد، اما يكي از بهترين ايدههاي وي كه بسيار مفيد واقع شد، اين بود كه اين ماهوارهها براي مقاصد مخابراتي استفاده شوند. او اين نظريه را در مقالهاي كه خود در بين اعضاي گروه هستهاي بريتانيا در سال 1945 پخش كرد، دنبال نمود. بيست سال پس از طرح اين ايده، اِرليبرد، براي نخستين بار شبكه مخابراتي جهاني براي تلفن، تلويزيون و مخابرات ديجيتالي پرسرعت شامل اينترنت را برقرار كرد. به بيان ديگر، کلارک کاربردي را پيشبيني کرده بود که دو دهه پس از آن امكانپذير شد. به همين دليل است که کلارک را داراي انديشهاي والا و ادراکي آيندهنگر ميدانند. پيشنهاد سال 1945 كلارك، در زمينه سامانه ارتباطي ماهوارهاي، در سال 1963 مدال طلاي استوارت بالانتين موسسه فرانكلين و نامزدي دريافت جايزه نوبل ادبيات در سال 1999 را برايش به ارمغان آورد.
|
|
پس از جنگ، كلارك در سال 1946 از نيروي هوايي بيرون آمد و تحصيلات رسمي خود را از سر گرفت. وي از كالج كينگ لندن كمك هزينه تحصيلي گرفت و در سال 1948 مدرك كلاس يك رياضي و فيزيك را از اين كالج دريافت كرد. همچنين، بين سالهاي 1947 تا 1950، رئيس انجمن بينسيارهاي بريتانيا شد. پس از آن، در سال 1953 نيز دوباره رياست اين انجمن را به دست گرفت. در همان زمان، كتابها، مقالات و نوشتههاي بسياري را به رشته تحرير در آورد. اولين داستاني كه به صورت حرفهاي فروخت، داستان ""گروه نجات" بود كه در مارس 1945 آن را نوشت.
گذران زمان و عواقب ابتلا به سندروم پست- پوليو در سال 1988، كلارك را به صندلی چرخدار كشاند، اما او را از نوشتن بازنداشت. وي به عنوان نويسندهاي پركار با هشتاد اثر علمي- تخيلي در زمينه علوم و فناوري فضايي شهرت جهاني يافت.
|
|
كلارك تعدادي كتاب غيرتخيلي نيز نوشته است كه در آنها به شرح جزئيات فني و استنباطهاي اجتماعي پرتاب موشك و پروازهاي فضايي پرداخته است. در بين اين كتابها، كاوش در فضا (1951) و پيمان فضا (1968) از بقيه چشمگيرترند. در بين كارهاي غيرتخيلي سِر آرتور، نمايي از آينده (1962) به چهره احتمالي آينده نظر دارد و حاوي خلاصهاي از مقالاتش است كه سه قانون وي را نيز بيان ميكند. قوانين وي عبارتند از: 1. 1وقتي كه يك دانشمند برجسه و باتجربه ميگويد كه امري امكانپذير است، به طور حتم حق با اوست. اما وقتي امري را محال ميداند، به احتمال خيلي زياد در اشتباه است. 2. تنها راه كشف مرز ممكنها، اندكي فراتر رفتن از آنها به سوي ناممكنهاست. 3. هر فناوري به قدر كافي پيشرفته، از جادو غيرقابل تشخيص است. كلارك اولين قانونش را در مقاله "خطرات پيشگويي: خطاي تخيل" عنوان كرد. قانون دوم به عنوان يك اظهارنظر ساده در همان مقاله بيان شد و ديگران آن را به عنوان قانون دوم كلارك مطرح كردند. در سال 1973، در چاپ جديد خلاصهاي از مقالاتش (نمايي از آينده)، قانون دومش را تصديق كرد و براي گرد كردن شماره قوانينش سومي را نيز بيان و در اينباره اظهار كرد: "از آنجايي كه براي نيوتن سه قانون كافي بود، من نيز با فروتني در همينجا به قوانينم خاتمه ميدهم". در بين قوانين كلارك، قانون سوم از معروفيت بيشتري برخوردار است. اين قانون تحير بشر را به دليل محدوديت وي معرفي ميكند و نه به سبب امكانناپذيري فناوري. در سال 1999 در چاپ مجدد نمايي از آينده كه در لندن چاپ شد، كلارك قانون چهارمش را نيز اضافه كرد: "براي هر متخصصي، متخصصي همتراز و [با عقيده] مقابل وجود دارد". در بعضي رمانها مانند شهر و ستارهها و داستان ديدهبان (كه فيلم اوديسه فضايي 2001 بر اساس آن ساخته شد)، كلارك ما را با فناوري ابرپيشرفتهاي آشنا ميكند كه تنها با علوم پايه محدود شده است. در رمان در برابر سقوط شب، تمدن بشر پس از يك ميليارد سال به طور مرموزي سير قهقرايي طي ميكند. در اين داستان، بشريت مواجه با بقاياي افتخارات گذشته خود است. براي مثال، شبكهاي از جادهها و پيادهروها كه مانند رودخانهاي خروشان در جريان هستند. اگرچه اين امر از نظر فيزيكي امكانپذير است، اما از ديدگاه آنها غيرقابل توضيح مينمايد. اين داستان اشارهاي به قانون سوم كلارك دارد.
|
|
تخيلات و تلاشهاي كلارك، جوايز و افتخارات بسياري براي وي به همراه داشته است كه از آن جمله ميتوان به: مدال طلاي موسسه فرانكلين در سال 1963؛ مقام استادي سارابهايويكرام آزمايشگاه تحقيقات فيزيكي احمدآباد؛ جايزه ليندبرگ؛ كمك هزينه تحصيلي كالج كينگ لندن؛ نامزدي دريافت جايزه صلح نوبل در سال 1999؛ جايزه كالينگاي يونسكو (يونسكوكالينز) در سال 1961 را براي محبوبسازي علم؛ مقام شواليه در سال 1998 (در 1998 ملكه انگلستان با كارهاي كلارك آشنا شد و وي را به مقام شواليهگري مفتخر كرد كه به صورت رسمي دو سال بعد توسط پرنس چارلز در سريلانكا به وي اعطا شد) و درجات افتخاري و جوايزي از سازمانها و مراكز بزرگ علمي و نجومي اشاره كرد.
|
آرتور سي كلارك در دسامبر 2007، در نودمين سال تولدش، پيغامي ويدئويي براي دوستان و طرفدارانش ضبط كرد كه بيشتر حاوي پيام خداحافظي بود. چند ماه بعد، در نوزدهم مارس 2008، در اثر عارضه تنفسي در سريلانكا درگذشت. مرگ وي درست چند روز پس از مرور نسخه نهايي آخرين كارش با نام "آخرين نظريه" به وقوع پيوست. در اين كار، فردريك پل با او همكاري داشت. وي در روز 22 مارس 2008، در كلمبو، بزرگترين شهر و پايتخت تجاري سريلانكا، توسط برادر كوچكترش، فِرِد كلارك، و خانواده سريلانكايي كه با آنها زندگي ميكرد، طي يك مراسم سنتي در حضور هزاران نفر به خاك سپرده شد.
دستاوردهاي آرتور سي كلارك در بين همقطارانش منحصر بهفرد است و پلي بين علم و هنر برقرار ميكند. تأليفات وي از تخيلات علمي تا كشفيات و واقعيات، از علم و فن تا سرگرمي و بازي وسعت دارد و تاثيري عميق بر زندگي فعلي و نسل آينده گذاشته است.
نام : سِر آرتور چارلز كلارك


سلام